به وبلاگ عشاق خوش آمدید
sms:
asheghane gol hame golparvarand,zahmate parvaribar khod kharand
nadaram be joz del makani barayat,age eybe in khane,tangi nabashad
to mipendari keaz eshghetodelbargiram,tarke rooye to konam delbare dgar giram,bad az sad salagar az sare ghabram gozari,man kafan pare konam eshghetoazsargiram
sodaye delam ghesmatehar bisaropa nist/khosh bash ke yeklahze delam az tojoda nist
برای مشاهده ی ادامه ی sms ها به صفحه ی مربوطه مراجعه کنید.

امشب به تو فکر می کنم
در خلوت بی خوابی ام
حتی اگر عاشق تو بودن اشتباه باشد
قلبم مرا مجبور می کند که اشتباه کنم
چون در وجود تو گو شده ام
و طاقت این را ندارم
که در کنار تو نباشم
حاضرم هر چه دارم فدا کنم تا بتوانم
تنها یک شب دیگر را در کنار تو باشم
حاضرم جانم را به خطر بیندازم
تا تو را در کنار خود حس کنم
چون تحمل این را ندارم
که با خاطره ی آهنگمان زندگی کنم
هر چه دارم را امشب فدای عشق تو می کنم
آیا می توانی احساس مرا درک کنی؟
که در خیال به چشمان تو نگاه می کنم
و می توانم تو را در ذهنم به وضوح
و
روشن و درخشان ببینم
در حالی که تو از من بسیار دور هستی
مانند ستاره ای در دوردست ها
که آرزویم را به آن می گویم
*
هر چه دارم امشب فدا می کنم تا بتوانم...
*
هر چه دارم را فدای عشق تو می کنم
امشب
*
بارها سعی کرده ام که قبول کنم به تو نیازی ندارم
ولی فکر تو هیچ وقت مرا رها نمی کند
امشب...



سرد کن مرا
که من سردیت را دوست دارم
دستان مرا بگیر
گرمای مرا بگیر
دستان گرمم را سرد کن
که من سردیت را دوست دارم
سرمای تو
هزاران بار از هزاران پرتوی خورشیدی
برای من لذت بخش تر است
سرمای وجود تو
مرا جذب خود می کند
سرد من مرا
که من سردیت را دوست دارم
که خود گرمم
و اگر دوباره گرم شوم
خواهم سوخت
پس دستان سرد خود را
به دستان گرم من بسپار
بگذار تبادل انرژی کنیم
تو گرمای مرا بگیر
و من سرمای دلپذیر تو را
بگذار هر دو معتدل شویم
پس سردیت را به من بده
سرد کن مرا
که گرما بیش از این
مرا خواهد سوزاند
مرا خواهد خشکاند
مرا می میراند
سرد کن مرا
که من سردیت را دوست دارم
سرمای تو را با تمام وجود پذیرا خواهم بود
و آنگاه که تو سخاوتمندانه
سردیت را به من بدهی
من نیز برای سپاس هم که شده
گرمی ام را به تو خواهم داد
_گرمای من در قبال سرمای جانبخش تو_
سرد کن مرا،باز هم سرد کن مرا
که من سردیت را دوست دارم

نمی توان در واژه ها گنجاند
احساس من را به تو
احساس من به تو
نیرومندترین احساسی است که تا کنون داشته ام
با این حال هنگامی که می خواهم آن را به تو بگویم
یا حتی آن را برایت بنویسم
واژه ای را نمی یابم که حتی بتواند
احساسی نزدیک به ژرفای احساس مرا بیان کند
و گر چه نمی توان
جوهر چنین احساس شگفت انگیزی را بیان کرد
می توانم بگویم در کنار تو چه احساسی دارم
آن گاه که در کنار توام
گویی پرنده ای هستم که آزاد در آسمان صاف و آبی رنگ بال می گشاید
آن گاه که در کنار توام
گویی گلی هستم که شاداب گلبرگ هایش را می گشاید
آن گاه که در کنار توام
گویی موجی هستم در اقیانوس
که توفنده بر ساحل می کوبد
آن گاه که در کنار توام
گویی رنگین کمانی هستم در پس طوفان
که سر بلند،رنگ هایم را نمایان می سازم
آن گاه که در کنار توام
گویی غرق در زیبایی ها گشته ام
و این تنها بخش کوچکی است
از احساسی شگفت انگیز که در کنار تو دارم
شاید واژه ی عشق را از این رو ساخته اند
تا ژرفا و شکوه احساس من
به تو را بیان کند
و انگار که این توان را ندارد
ولی بدان خاطر که عشق کماکان بهترین واژه هاست
بگذار هزار بار بگویم
بیش از"عشق"
عاشق تو هستم.
خدا سلام رساند و گفت
مادرم خواب دید که من درخت تاکم. تنم سبز است و از هر سرانگشتم، خوشه های سرخ انگور آویزان.
مادرم شاد شد از این خواب و آن را به آب گفت.
فردای آن روز، خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم اینجا که منم باغچه ای است و عمری ست که من ریشه در خاک دارم. و ناگزیر دستهایم جوانه زد و تنم، ترک خورد و پاهایم عمق را به جستجو رفت.
و از آن پس تاکی که همسایه ما بود، رفیقم شد.
و او بود که به من گفت: همه عالم می روند و همه عالم می دوند، پس تو هم رفتن و دویدن بیاموز.
من خندیدم و گفتم: اما چگونه بدویم و چگونه برویم که ما درختیم و پاهایمان در بند!
او گفت: هر کس اما به نوعی می دود. آسمان به گونه ای می دود و کوه به گونه ای و درخت به نوعی.
تو هم باید از غورگی تا انگوری بدوی.
و ما از صبح تا غروب دویدیم. از غروب تا شب دویدیم و از شب تا سحر. زیر داغی آفتاب دویدیم و زیر خنکی ماه، دویدیم. همه بهار را دویدیم و همه تابستان را.
وقتی دیگران خسته بودند، ما می دویدیم. وقتی دیگران نشسته بودند، ما می دویدیم و وقتی همه در خواب بودند، ما می دویدیم. تب می کردیم و گُر می گرفتیم و می سوختیم و می دویدیم. هیچ کس اما دویدن ما را نمی دید. هیچ کس دویدن حبّه انگوری را برای رسیدن نمی بیند.
